
گیشا
-درباره کتاب
این کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاه معاصر فارسی است که در بستری از شهرهای مختلف ایران از تهران تا روستاهای همدان و شمال حرکت میکند و با زبانی نزدیک به تجربههای نسل جوان به موضوعاتی چون مهاجرت، روابط خانوادگی، جدایی، مرگ، خاطرات کودکی و تلاش برای بقا در شرایط دشوار اقتصادی میپردازد.
نقد و نظر
"مجموعهداستان گیشا شامل 6 داستان ساده با نثری روان و خواندنی است. اگر برای مطالعه کتابی ساده و جذاب را دوست داشته باشیم، قطعا گیشا یکی از این پیشنهادات است. شبیه «داستانهای آشپزخانهای» که بعضا انتخاب میشود تا یک برش از زندگی را نشان دهند و به واسطه روایتگری سادهشان گیرایی لازم را برای ادامه دارند. اما وقتی در حوزه ادبیات بررسی میشود، داستانها فاقد زیرلایه و مضمون عمیقاند و صرفا فرمی خاطرهگونه دارند و قرار نیست در پایان داستان بخشی از ذهن ما را مشغول کنند. چیزی که باقی میماند یک حس خوب از خاطرهای است که خواندیم و نه تحولی در نوع نگاه و یا ذهنیت خواننده. زاویه دید اول شخص گواه این یقین است که داستانها چیزی جز تجربه زیسته نویسنده نیست که خاطرات سربازی و دانشگاه دیگر تجاربش را به شیرینترین شکل روایت کرده. راوی در تمام داستانها بدون نام است و فقط در داستان اولین درخت ایران نام محمدحسین را میخوانیم که همنام نویسنده است. داستانها اکثرا فاقد تعلیق بودند و در ابتدا میدانستیم پایانش چطور خواهد شد. اطناب زیاد مشاهده میشد و حتی اطلاعاتفروشی، اما جذابیت روایت و انتخاب قصه باعث میشد ضعف در پردازش دیده نشود. فرم خاطرهنویسی باعث شده بود شخصیتها بدون کارکرد باقی بمانند و صرفا در روایت حضور داشته باشند، مثل داستان شقیقههای شراره و حضور هفت پسر و دختری که عملا بیتاثیر بودند.
رابطه عِلت و معلولی در ماجراها گاها چفت و بست مناسبی نداشت و این گمانه ایجاد میشد که راوی بیتوجه به محتوا فقط در حال قصه بافتن بود.
مجموعهداستان شیرینی بود اما امتیاز مناسبی در پردازش روایت، مضمون، عمق و محتوا کسب نمیکند." آزاده اشرفی
" نقاط ضعف: عدم شخصیت پردازی موفق- ضعف در پیرنگ- پیرنگهای خطی و یکنواخت- عدم وجود حادثه محرک در داستان- عدم رعایت وحدت زمان و مکان و موضوع- عدم رعایت قاعده تفنگ چخوف- عدم خلاقیت در نوشتار و شیوه روایت" آیه اسماعیلی