
گوگرد
-درباره کتاب
گوگرد رمانی نوشتهی عطیه عطارزاده است. این نویسنده را خوانندگان جدی ادبیات با رمان موفق راهنمای مردن با گیاهان دارویی میشناسد. او در این رمان، روایتش را از زبان سگی که جاودانه شده، پیش میبرد. گوگرد مثل رمان قبلی این نویسنده یعنی مجمعالوحوش حال و هوایی تاریخی دارد. ترکیب عناصر فانتزی و تخیلی بر بستر وقایع تاریخی، شیوهی روایتی است که عطارزاده در دو رمان اخیرش انتخاب کرده است.
نقد و نظر
"روایت داستان از دید یک سگ ایدهی تازهای نیست، بهویژه اگر قلب سگی بولگاکوف را خوانده باشیم. گوگرد نثری معمولی دارد که میتوان با ارفاق آن را خوب دانست. راوی، سگی جاودانه است که از طریق حسها و توصیفهایش جهان داستان را میسازد. مشکل اصلی کتاب، شخصیتپردازی است؛ داستان پر از نامهایی است که فراتر از اسم پیش نمیروند و تأثیر واقعی در روایت ندارند. کشش داستانی نیز کافی نیست و اثر نمیتواند خواننده را تا پایان با خود همراه نگه دارد. با این حال، خلاقیت نویسنده همچنان در اثر قابل مشاهده است." محمدسعید جهانپناه
"در روزگار قحطی سگی در خندق تهران زاییده میشود که نامیراست. این سگ شاهد آزمایشی عجیب و غریب است. مردی سیاهپوش در زیرزمین یکی از اولین دواخانههای تهران رازی را با پادوی یتیمی در میان میگذارد؛ رازی خونآلود و آغشته به بوی گوگرد. هیچ شامهای غیر از شامهی سگ توان شنیدن این راز را ندارد. سگ بودن اما کار هر کس نیست، باید زندگی سگی را انتخاب کرد و تاب چنین زیستنی را داشت. پاداش این نوع زندگی جاودانگی است.
کتاب از زبان سگیست که با استشمام گوگرد نامیرا شده و تمام وقایع گذشته را پابهپای حال تعریف میکند. رفت و برگشتهایی که زندگی یحیی و اهالی آن خانواده و وقایع تاریخی را از زبان سگ میخوانیم. سگ که ناظر ابدی بر جهان است، خط داستانی مرتبط با مبارزات سیاسی و زندگی شخصیتهای انسانی در بستر واقعه تاریخی ملی شدن صنعت نفت را بازگو میکند.
داستان تاریخی در بستری فانتزی و زاویه محدود به ذهن سگ(اول شخص) متمرکز است. شخصیت یحیی به عنوان هماورد سگ خوب پرداخت شده و وقایع تاریخی از قاجار تا انقلاب را هم خوب به اقتضای زمان تعریف شده. نقش سودابه قدری داستان را به سمت فمنیستی برده است. اما فضاهای داستان چرک و متعفن است. گاهی ادبیات حال بهم زن است و سگ بیشتر از یک سگ میفهمد و دانایی بیشتری حتی نسبت به انسان دارد و بیشتر میبیند. زیرزمین در واقع مکان اصلی و نقطه اتصال دو خانواده و شکلگیری داستان خوب به تصویر کشیده شده. نویسنده با انتخاب سگ به عنوان راوی توانسته قضاوتهای انسانی را کمرنگ کرده و در واقع بیطرف بماند. استفاده از بو: مهمترین ویژگی لحن، اتکای شدید بر حس بویایی است که سگ بودن راوی را تقویت میکند. بو همان زبان نامرئی رمان است؛ زبانی که در سکوت روایت، حقیقت را آشکار میکند و حافظه و احساس را هم فعال میکند. نویسنده قلم قوی دارد اما شخصیتها به لحاظ رفتاری و اخلاقی شبیه به هم نوشته شده. در کل کتاب برایم جذاب بود." فاطمه علیباز