
کارآگاه خانمجان
-خلاصه داستان
پدر و مادر تصمیم میگیرند امیرعلی و خواهرش را برای مدتی پیش خانمجان بگذراند. خانمجان، مادربزرگ عجیبیست، آنقدر که بچههای کوچک مسخرهاش میکنند. اما چند روز بعد از آمدن امیرعلی و خواهرش به خانه، مادربزرگ گم میشود. بچهها نامهای در آشپزخانه پیدا میکنند: مادربزرگ را به گروگان گرفتهایم، گوی را پس بیاورید. سرنخها نشان میدهد که مستاجر خانمجان در گم شدن مادربزرگ دست دارد، اما چه کسی میتواند این را ثابت کند؟ اصلا گوی چیست و چه ربطی به خانمجان دارد؟
نقد و نظر
"کتاب بامزه و خوبی بود، به عنوان یه بزرگسال میتونم ازش ایراد بگیرم ولی با عینک کودک و نوجوان بخوام نگاه کنم ارزش یه بار خوندن رو داشت. میتونست یه کم بهتر شروع شه و طنز بیشتری به کار برده شه. خانمجان شخصیت جالبی بود ولی به خوبی پرداخته نشده بود، به جاش شخصیتهای بیثبات بچهها تقریبا خوب پرداخته شده بود و میشد تغییرهای ناگهانیشون رو دید." مائده عموری