
چهار سایه
-خلاصه داستان
داستان با سفر چهار شخصیت اصلی، لیلی، پیمان، آزاده و رضا، آغاز میشود. این گروه، هرکدام با دغدغهها و بحرانهای شخصی، راهی سفری جادهای به سمت کرمان و کویر میشوند. روایت از زاویهدید شخصیتها تغییر میکند و هرکدام بخشی از ماجرا را با نگاه و زبان خود روایت میکنند. در ابتدا، لیلی با احساس ناامنی و تردید نسبت به روابطش، فضای سفر را توصیف میکند؛ توقف در سمساری، ملاقات با فالگیر و شنیدن پیشگوییهایی رازآلود، فضای داستان را به سمت رمز و راز و وهم میبرد. آزاده، با گذشتهای پر از زخم و اضطراب، در جستوجوی معنایی برای زندگی و رهایی از خاطرات تلخ است. رضا، با بحران مالی و امید به یافتن نشانهای از پدر گمشدهاش، به دنبال راهی برای بازسازی زندگیاش میگردد. پیمان نیز درگیر رابطهای پیچیده و احساسات متناقض نسبت به همسفرانش است. سفر آنها با ورود به خانهای تاریخی و ملاقات با شخصیتهایی مانند مرداسنگ و ساغای، رنگی اسطورهای و نمادین به خود میگیرد.