
پشت برج
-درباره کتاب
این کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاه است که با زبانی دقیق و تصویری، به روایت زندگی شخصیتهایی میپردازد که در دل شهرها و حاشیههای آن روزگار میگذرانند. این کتاب در قالب داستان کوتاه نوشته شده و هر داستان روایتی مستقل اما پیوسته با فضای کلی کتاب دارد. فضای داستانها اغلب در شهرهای جنوبی و مرکزی ایران میگذرد و نویسنده باتکیهبر جزئیات محیطی و روابط انسانی، تصویری از زیست روزمره، خاطرات جمعی، مهاجرت، جنگ و تأثیرات آن بر زندگی مردم ارائه داده است.
ساختار کتاب پشت برج بهگونهای است که هر داستانْ پنجرهای تازه به دنیای شخصیتها و دغدغههایشان باز میکند و با نگاهی واقعگرایانه و گاه تلخ، به روایتهایی از امید، شکست، دلتنگی و جستوجوی هویت میپردازد.
نقد و نظر
"مجموعهداستان پشت برج با زبان شستهرفته نویسنده قابلیت جذب مخاطب را در ابتدای داستان داشت. فضای کلی داستانها تنیده در جریانات مشابه پستمدرن که ذهن خواننده را به پناه خود میکشد شکل گرفته بود. مفهومی که قصد داشت در لایهها شکل بگیرد و گرهی که نویسنده در ابتدای داستان ساخته بود، قرار بود با هشیاری مخاطب در ادامه باز شود؛ اما نویسنده در این مسیر موفق عمل نکرد. گهگاه با اطناب، زبانبازی و گرفتار شدن در توصیفاتی که کارکرد نداشتند و فقط شکل ظاهری داستان را خوانا و جذاب میکردند، از مسیری که ساخته بود منحرف میکرد. ما در داستان لندهور شاهد یک اتفاقایم که سراسر داستان ما را همراه میکند تا دلیلش را بفهمیم، اما نویسنده انگار قصد بازی دادن خواننده را دارد و این مفهوم را چنان در پیچوتاب داستان میپیچاند که فراموش میکند دلیل اصلی مطالعه این داستان چیست. یا در داستان چتر و پوکه که قرار است بچهها به خواسته خود برسند اما در روند داستان چنان منحرف میشوند که هدف و مسئله شخصیتها به کلی پاک میشود. در واقع شروع و پایان داستانهای این مجموعه نیاز به بازنگری در کل داستان دارد. چنان که در شروع مسئلهای به عنوان هدف شخصیت افکنده میشود که در میانه فراموش میشود و در پایان با یک سردرگمی مواجه میشویم. گاها تعدد شخصیتها در داستانها به این حس پیچیدگی دامن میزد. شخصیتهایی که عملا آمده بودند که باشند، مثل تیمور در داستان چتر و پوکه.
داستانها اغلب با درونمایه جنگ و خاطرات کودکی اما فاقد مضمون مشترک بودند و این شبیه پاره شدن نخ تسبیح بود. اما به نگاه نویسنده و زبان روایی داستانها نمیشود کملطفی کرد و این در تمام داستان مشهود بود. اگر آشفتگی روایی دست مخاطب را در پوست گردو نمیگذاشت." آزاده اشرفی
"نقاط قوت: دایره واژگانی مناسب و بهرهگیری از کلمات جدید
نقاط ضعف: زبان بد و شکستن ساختار جمله به طرز افراطی و توی ذوق زننده- حیوان آزاری در داستان- شخصیت پردازی ضعیف- قلابهای بد و نامناسب- استفاده نادرست از کلمات در معانی غیر مرتبط(همراه به جای تلفن)" آیه اسماعیلی