
وارث خاموشی
خلاصه داستان
وارث خاموشی یک رمان پلیسی-جنایی روانشناسانه است. سرگرد یونس بازرگان، مرد تنهایی که هیچ چیز از گذشته خانوادهاش نمیداند و با خوابهایی مشوش و پروندههایی سخت روزگارش را میگذراند. همراه با یک زن که کارآگاه دلباخته اوست، لیلی که در یک کتابفروشی کار میکند و مرد نه جرأت دارد از علاقهاش به او بگوید و نه اینکه شغل اصلیاش چیست. و البته در کنار اینها یک دستیار کارآگاه، دو جنایت مرموز، شخصیتهایی پیوسته به داستان اصلی و پیچیدگی کافی. داستان وارث خاموشی بخش به بخش براساس یک شخصیت پیش میرود. گرچه راوی داستان دانای کل است اما هربار سراغ یکی از شخصیتها رفته و با مشخص کردن اسم او همراه با تاریخ و ساعت مورد نظر بخشی از وجوه داستان را باز میکند و به پیش میبرد. حتی بخشهایی به شرح حال قاتل میپردازد.
نقد و نظر
"جو قصه و صدای راوی در شروع خوبه.
متن روان. توصیف فضا و پرداخت جزئیات به اندازست. گاهی توصیف و تشبیه و ترکیبات بیربط دیده میشه که خوانش رو مختل میکنه؛ نمیدونم مشکل ویرایشیه یا نه.
هر سکانسی که میبینیم و هر اتفاق فرعی یه جوری به موضوع اصلی یعنی پروندهی جنایت ربط پیدا میکنه و فقط فیلر نیست، این یه پوان مثبته.
نشان دادن سکانسهای همزمان از کاراکترهای مختلف در بازههای زمانی یکسان باعث میشه اطلاعات خوب پخش شه و سرنخها کمکم پررنگ شن. یه جاهایی روایت گنگ میشه، فاعل گم میشه و نثر بی در و پیکر میشه. نکتهی مثبت بعدی، شخصیتها تک بعدی و مسطح نیستند؛ حتی پسربچهی کوچیکی که نگهبان شترهاست کاراکتر داره.
همه چیز خیلی ملال آور و بدون هیچ شوک و کشف خاصی پیش میره. نمیدونم چرا از یه جایی به بعد نثر به هم ریخت. بعضی جملهها بی سروته و بیمعنی میشدند و کلا معلوم نبود چی به چیه.
داستان در یک پنجم نهایی افت خیلی بدی کرد. باز شدن گرهها نه تنها جذابیت کار رو بیشتر نکرد، بلکه از طراحی و نقشهی مبتدی و بی دروپیکری خبر داد که در حد کارهای زرد و گیشهای هم نبود متاسفانه. نمی شد با کاراکترها و انگیزه شون همذاتپنداری کرد. عکسالعملها، توصیفات و دیالوگها بد و اغراق شده بود. صدای راوی دانای کل کمکم زیادی بلند و آزارنده شد با افاضات شخصی، طوری که از تنهی داستان بیرون میزد.
در نهایت از معمایی که داستان با اون شروع شده بود پرده برداشته شد. داستانی غمانگیز و کهنه و جنایتی در یک روستای دورافتاده که روش سرپوش گذاشته بودند و سرش به قاتل میرسید. این اتفاقا خیلی سوژهی خوبی بود ولی خیلی بد پرداخت شد. مثلا به صحنهای مثل دوخته شدن دهان زن و انداختنش توی چاه، فقط در حد دو جملهی سرسری اشاره شد. کلا همه چیز بد روایت و پرداخت شد، طوری که هیچ تاثیری روی خواننده نمیگذاشت.
یه کار متوسط در نهایت تبدیل به کاری ضعیف شد." النا رهبری
"داستان از ایده و پتانسیل روایت خوبی برخوردار بود اما به جای کشش و تعلیق از طریق طرح معما و مساله و جوابدهی با سرنخها در طول داستان، بخشی از داستان را از طریق قاتل/قاتلها روایت میکرد که به عقیدهی من به روایت معمایی داستان ضربه میزد. با این حال شخصیتپردازی و فضاسازی خوب بود." منصوره صادقی