
همیشه راهی برای رفتن هست
-درباره کتاب
این کتاب شامل چند داستان کوتاه است که هر کدام ماجراها و شخصیتهای متفاوتی دارند. عنوان داستانها عبارت است از سروهای مفرغی، ساروج، باد در خارزار، پرسه و این که نارنجک نیست. این داستانها به توصیف حالات انسانی، روابط و مواجهه افراد با چالشهای زندگی میپردازند.
نقد و نظر
"نثر گیرا، ویژگی بارز این مجموعه داستان بود. نویسنده با زبانی جذاب خواننده را به دنبال خود میکشید برای روایت داستان. اما این لذت خیلی زود زایل میشد چرا که ما _اگر سختگیرانه نگاه کنیم_ شاهد داستان نبودیم. داستانها با خردهروایتهای فرعی اغلب از مسیر خود خارج میشدند و به سمتی میرفتند که دلیل نقل و پیرنگ اصلی را گم میکردی. در داستان "سروهای مفرغی"، که از قضا دلیلی برای این نام در داستان پیدا نشد، ما شاهد روایت مردی هستیم که کودکیاش را به یاد میآورد. حضور دو مهمان که حضورشان باید یادآور گذشته میبود، اما عملا هیچ کارکردی نداشتند جز ساختن فضا و دیالوگ. نویسنده با آگاهی به نثر تمیزش دست به روایتی زده بود که اطناب و بیهودگی را در هم تنیده بود. و همه این مضامین در لایهای از طنز و زبان خوب، مخفی شده بود. داستانی مثل ساروج نمونه مناسبی برای شروع از میانه داستان بود. خواننده باید چندین صفحه ورق میزد تا پس از فضاسازی و اطناب زیاد بالاخره به داستان میرسید. و در نهایت این حجم از کلمه ما را به کشف نمیرساند. و باد در خارزار که از اساس منطق مناسبی نداشت. دو مردی که به ظاهر وضع مالی خوبی داشتند، اما متوجه میشویم در واقع بسیار هم فرودستاند. و داستان دچار یک چرخش ناگهانی میشود و دلیل این تلاش ناگهان پوچ میشود. داستان پرسه هم که مثل داستان اول، یک خاطرهگویی بود.
و اما نکته مهم، نویسنده پس از اشراف به نثر و زبان درست، علاقمندی زیادی به فضاسازی داشت و همین باعث زیادهگویی و خلق بینهایت صحنه داشت ولی از این امکان، کارکرد نگرفت. و تاکید بسیار روی <u>بوها</u> و <u>لکهها </u>که مدام تکرار میشد و تقریبا تاثیرش را از دست داده بود." آزاده اشرفی
"نقاط قوت: دایره واژگانی بسیار قوی به ویژه در حوزه ادبیات عامه و زبان کوچه و بازار
نقاط ضعف: ضعف در پیرنگ- عدم حادثه داستانی- گره افکنی دیرهنگام- عدم جذابیت سوژههای داستانی" آیه اسماعیلی