نورگَوَن
نویسندهبهاره حجتی
ژانرمجموعه داستان
ناشرنی
اولین چاپ۱۴۰۳
تعداد صفحات۱۰۸
لینک به‌خوانبه‌خوان

نورگَوَن

-درباره کتاب

نورگون نخستین مجموعه‌داستان نویسنده است که داستان‌هایی خواندنی و خوش‌تراش را در خود جا داده است؛ بانویی جوان که به‌زیبایی تصاویری جذاب را خلق و پیشکش مخاطب کرده است. برخی داستان‌های جاگرفته در کتاب، نامزد جوایز گوناگون و یا داستان برگزیده‌ی‌ جشنواره‌های مختلف شده‌اند.

نقد و نظر

"در این مجموعه‌داستان ما بیشتر با داستان‌هایی طرف هستیم که قرار است راوی بخشی از دیدگاه‌ها، آیین‌ها، اتفاقات مستند و یا افسانه‌های فولکلور شمال کشور باشیم. تلاش نویسنده برای باقی گذاشتن اثری از خود و در عین حال ثبت و ضبط داده‌های محلی در قالب داستان مدرن و کوتاه قابل تقدیر است. داستان‌ها همگی با ارجاعی به یک هسته بنیادی که یک رسم و آیین مانند نورگون، یا یک بیماری مثل سندروم کلاین لوین، پردازش شده. اما آیا خواننده برای فهم یک داستان نیاز به ارجاع به گوگل یا کتاب دارد؟ ارجاعات نویسنده ذهن مخاطب را برای یافتن ماجرا باز نگه می‌دارد اما در عین حال باعث گیجی خواننده هم می‌شود؛ چرا که ارجاع در متن ضعیف بود. در واقع پاسخ سوالات خواننده باید در متن داستان نهفته باشد، و به صورت پیش‌فرض این گمانه وجود نداشته باشد که خواننده خود از معنای <u>سرخدار</u> یا <u>غزل‌قو</u> آگاه است و منظور نویسنده را درک می‌کند. ما در داستان به دنبال ثبت و شناختن یک اقلیم هستیم و نه بومی‌سازی. به نوعی بومی‌نویسی لازم است اما با شناخت مخاطب عام و شناساندن فرهنگ عامه به عوام مردم.

داستان‌ها با پردازش، شخصیت‌پردازی، ایده‌های خوب و فضای متناسب با روایت، به کارگیری افسانه‌ها و زیرلایه‌سازی در داستان، تعلیق‌های درست و به جا و نثر پاکیزه قابل توجه و تقدیرند، اما در جایی که مخاطب دچار این ابهام کلی نباشد که معنای داستان قرار است چه باشد و دست مخاطب را به چه برساند.

در بعضی داستان‌ها زبان روای با شخصیت یکی نبود، مثل نورگون. انتخاب زاویه دید و توصیفاتی که از اول شخص دور بود و البته انتخاب اسامی داستان‌ها که گاها ارجاعی در متن نداشتند. مثل داستان هذا مقام خلد آشیان. لزوم انتخاب این اسم چه بود؟ و همین‌طور اشتراک حضور <u>سرخدار</u> و<u> غزل‌قو</u> که پیشتر هم گفته شد که مشخصا در فرهنگ بومی نشانگر مفهوم خاصی است اما مشخص نشد این مفهوم چیست و چرا در همه داستان‌ها به این دو موتیف اشاره می‌شود." آزاده اشرفی

"نقاط ضعف: همه داستان‌ها پیش‌تر جایی منتشر شده بودند و بکر نبودند- شخصیت پردازی‌ها ضعیف و حتی تیپ هم نبودند. ایده‌ها معمولی- پیرنگ متوسط

نقاط قوت: دایره واژگانی بسیار غنی نویسنده- لحن و زبان تا اندازه قابل توجهی خوب" آیه اسماعیلی