قصه های جنوبی
نویسندهعلی خدامی
ژانرمجموعه داستان
ناشرنگاه
اولین چاپ1402
تعداد صفحات183
لینک گودریدزگودریدز
لینک به‌خوانبه‌خوان

قصه های جنوبی

-از متن کتاب

شعله‌هاى آتش‌رو به خاموشى مى‌رفت. باد سرد بهارى شعله‌هاى ضعيف آتش را به بازى گرفته بود. سوزش سرما بيشتر از شب‌هاى ديگر بود. پايين تپه‌هاى گوسفندها و گاوها بى‌تابى مى‌كردند. صداى جيغ و داد زن‌ها كه سعى مى‌كردند بچه‌ها را بخوابانند هياهويى بپا كرده بودند. نسيم سردى روى تن‌هاى خسته و كوفته، پا كشان و خرامان مى‌گذشت. خواب و خستگى انسان را بى‌طاقت مى‌كرد. حرارت مطبوع و دلپذير آتش و بوى كشتزارهاى سرسبز همراه با بوى گل‌هاى بهارى سكرآور و گيج‌كننده بود. سگ‌ها آرام و غمگين، زوزه مى‌كشيدند و گرگ‌هاى وحشى در اطراف تپه‌ها، گوش به‌زنگ خوابيدن سگ‌ها و خاموش شدن آتش‌ها بودند. دوازده نفر از جوان‌هاى روستا مواظب گله‌هاى گوسفند بودند.