عیدی موتورچی
نویسندهمولود سوزنگران
ژانرتاریخی
ناشرصاد
اولین چاپ۱۴۰۱

عیدی موتورچی

خلاصه داستان

قصه از وصیت شهید مفقودالاثری به نام مانده شروع می شود که وصیت می کند در گور پدرش دفن شود. گوری که سالها نامادریش با شک به آنجا می رفته زیرا فکر می کرده که همسرش عیدی آنجا دفن نشده. وقتی به خاطر این وصیت گور را باز می کنند با جسد دیگری رو برو می شوند که جسد عیدی نیست.

نقد و نظر

"رمان عیدی موتورچی رمانی است جذاب و پرکشش که با وجود تعداد صفحات بالا می تواند به راحتی خواننده را تا پایان کار با خود همراه کند با‌وجودی که دو سه فصل اول به نسبت باقی فص لها هنوز آن کشش و جذابیت را ندارد اما خواننده در باقی کار با شناخت بیشتر از شخصیت ها و آدم‌های داستان واقعا مایل است بداند بعد چه می‌شود و چه بر سر شخصیت‌ها می‌آید داستان از یک بستر اقلیمی و تاریخی خاص و متمایز برخوردار است که این هم به کشش کار می‌افزاید اما دو نکته هست که به گمانم به کار لطمه زده نخست تغییر زاویه دید در چند فصل انتهایی رمان که بدون هیچ قرارداد خاصی و به یک‌باره رخ می‌دهد و خواننده حرفه‌ای را به شک می‌اندازد که چرا و طبق کدام قرارداد قبلی رمان از زاویه دید سوم شخص به زاویه دید من راوی تغییر می‌کند و دیگر خدشه‌ای که در پیرنگ داستان ایجاد می‌شود؛ برخی مسایل و اتفاق‌های داستان دلیل موجهی ندارد و خواننده را سردرگم می‌کند که چه شد و چرا این‌طور شد و حتی تکلیف بعضی شخصیت‌های اصلی در انتهای رمان مشخص نمی‌شود که این به کار لطمه زده با وجود همه این‌ها کشش داستان این قضیه را پوشش می‌دهد." نیلوفر کاظمی