
سواران بینام
خلاصه داستان
این کتاب افسانهای از جنگها و نبردهای بزرگ و وحشیانهای است، که با بیرحمی تمام آشوبی به راه میاندازند. کتاب حاکی از ماجرای سه جنگجو به نامهای نیاک، آستیاک و خائنی به نام ایژاک است که به دلیل رحم به دشمن، بزرگترین خیانت را به امپراتوری کرده و به این نام لقب گرفته است. افرادی که در پی حق هستند و درخشش طلایی زندگی را نوید میدهند. این اثر نشان از وجود جنگجویانی است که هرکدام به مثابه شیری در جست و جوی راز سرزمینشان و حقیقت واقعی زندگی هستند.
نقد و نظر
"مشکل زاویه دید دارد. نثر یکدست نیست. بعضی جاها دیالوگها ضعیف هستند. بسیار ایدولوژیزده و شعاری است به صورتی که خواننده از دنیای فانتزی کتاب خارج میشود. پلات مخصوصا از اواسط داستان بسیار کلیشهای و قابل پیشبینی میشود. روابط بین تعدادی از شخصیتها مصنوعی شکل میگیرد." شانت خدادادیان
"استفاده از نثر ساده و منسجم و عدم پرداختن به حواشی زائد که موجب جذابیت و کشش داستان شده از نقاط قوت کتاب است و مخاطب را تا انتهای داستان با خود همراه کرده است. هرچند نویسنده تلاش زیادی برای ایرانی سازی فضا داستان انجام داده است، اما رسیدن این هدف نیاز به توجه بیشتر نویسنده داشت." امیرسینا مظفری تبار
"داستان خوب شروع شد اما جذابیت و کشش داستان از نیمه از بین رفت. از یک جایی به بعد تبدیل شد به کتاب هدیههای آسمانی. رسالت نویسنده رمان دادن درس اخلاقی به خواننده نیست. دیالوگها طولانی بود و جزییات زیاد مبارزات حوصله سربر." نسیم فلاح
"داستان کتاب جذاب است اما نثر نویسنده برای بیان صحنههای پرتنش کتاب بیش از حد مبتدیانه است. برخی از صحنههایی که قرار است باشکوه یا هراسناک به نظر برسند بیشتر کودکانه هستند تا حماسی. داستان و تاریخچه پشت داستان و دنیای داستان جذاب است، اما زمانی که کتاب هر لحظه جلوی خود را برای ایجاد تنش کافی میگیرد، نمیتوان به جذابیتهای داستان به درستی پرداخت. عناصر گمانه زن داستان از ابتدا در آن حضور دارند اما استفاده ناشیانه نویسنده از نثر باعث شده است که این عناصر قدرت بیان خود را از دست بدهند." علی خمسه
"داستانی کاملا ضعیف، ایدهای تکراری همراه با کلیشههایی که پرداخت خوبی ندارند و درنهایت اثری نهچندان مطلوب را تحویل ما میدهند." محمدحسین راهنورد