روزی آخرین بار خواهد بود
نویسندهایرج فاضل بخششی
ژانرگمانه‌زن
ناشرپی‌نما
اولین چاپ۱۴۰۰
تعداد صفحات۱۱۶
لینک گودریدزگودریدز
لینک به‌خوانبه‌خوان

روزی آخرین بار خواهد بود

خلاصه داستان

این کتاب داستانی علمی تخیلی است که با روایتی در فضای بی‌انتهای کهکشان شروع می‌شود. یک سپهرنورد در آسمان است و بدون خدمه به مقصدی نامشخص پرواز می‌کند. او با سپری محافظ در آسمان است و از برخورد با سیارات و ستاره‌های دیگر در امان مانده است تا اینکه با یک ستاره دنباله‌دار عظیم از جنس الماس روبه‌رو می‌شود. با آن برخورد می‌کند و تا حدی آسیب می‌بیند. اما بار این سپهرنورد چیست؟ استوانه‌ای فلزی و مهم که چیز مهمی را حمل می‌کند. چیزی که برنامه‌ریزی شده آن را به مقصد برساند.

نقد و نظر

"اگه قصه رو ترکیبی از دیالوگ درست، روایت‌گری و قصه‌گویی، شخصیت‌پردازي براي پیشبرد قصه (که در نهایت به نقطه قصه برای شخصیت می‌رسیم) در کنار بستری برای دادن اطلاعات در نظر بگیریم؛ داستان روزی آخرین بار خواهد بود عملا قصه نیست. بلکه مجموعه‌ای از دیالوگ‌های بی هویت بین کاراکترهای بی‌هویتیه که سعی می‌کنه به زور مفاهیم علمی رو برای هم توضیح بدهند و این وسط ماجرای قتل و نرسیدن فضاپیمایی رو هم دنبال کنند.

این شیوه از روایت‌گری موضوعات علمی در بستر قصه شاید در گذشته و مثلا در دورانی که آسیموف قرار بود قصه بگه، جواب می‌داد، اما این روزها به نظر من چندان جذاب نیست و حتی اسم قصه رو هم نمی‌شه روش گذاشت!" ملیحه هادوی

"بیشتر شبیه یه گزارش بود. پر از اینفودامپ." نرگس عابدی

"نثر کتاب شبیه یک متن مهندسی بود. شخصیت‌ها مسطح و فاقد هرگونه ویژگی انحصاری برای خود بودند. ستینگ کتاب متناسب با روایت و شخصیت‌ها نبود و جایی که کاراکترها باید به اتفاقات بیرونی واکنش بدهند واکنش‌ها بر اساس نیاز نویسنده طراحی شده بود که به شخصیت‌ها نمی‌خورد. جمله‌ها بسیار بلند و از علائم نگارشی به درستی استفاده نشده‌بود." کیمیا ذالتاش

"در درجه اول باید اشاره کنم که این اثر مناسب قضاوت در بخش یانگ‌ادالت نیست. چرا که اساسا هیچ‌یک از عناصر ژانری یانگ‌ادالت را در خود ندارد .

اما به عنوان یک داستان نوآر با حال و هوای Tech-Noir می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد .

ایده و حال و هوای کلی داستان جذاب است و می‌تواند مخاطب را سرگرم کند. اما نکته این است که داستان در مورد یک دنیا و اتفاقاتیست که در این دنیا رخ می‌دهد. شخصیت‌ها در این دنیا جایی ندارند. شخصیت‌پردازی در داستان آن‌قدر سطحیست که موجب می‌شود شخصیت‌ها انتزاعی به نظر برسند. هیچ‌کدام از شخصیت‌ها دارای پیچیدگی نیستند و عموما فقط در سطح فردی دارای کشمکش هستند. شخصیت‌ها حتی اسم هم ندارند و با صفت شغلیشان اشاره می‌شوند. هرچند نویسنده تلاش کرده با اشاره به این موضوع که در این دنیای داستانی، نیازی به نام افراد ندارد، اما این نیاز را به اجبار به مخاطب نیز می‌خوراند و نامی برای معرفی شخصیت‌هایش ارائه نمی‌دهد. در ادامه نقص شخصیت‌پردازی، همین بس که جنسیت شخصیت اول داستان یعنی کارآگاه، در صفحه 70 داستان (داستانی که کلا 116 صفحه دارد) مشخص می‌شود و متوجه می‌شویم که یک کارآگاه زن است. این در حالیست که تا 70 درصد داستان هیچ توصیف یا اشاره‌ای در مورد این شخصیت وجود نداشته که مخاطب را به ظن این برساند که کارآگاه چه شخصیتی دارد .

در خصوص خود عناصر ژانری نوآر نیز، متاسفانه اثر خیلی ضعیف عمل کرده است. هم در پیرنگ داستان که توالی

رویدادهای ژانری نوآر در آن بسیار کم‌رنگ است، و هم در شخصیت‌پردازی که شخصیت‌هایی از جمله کارآگاه، به هیچ‌وجه در قالب کارآگاه‌های ژانری نوآر نمی‌گنجد. یا کاراکتر زن فمفاتال که اساسا از شمایل‌نگاری زن اغواگر‌ داستان‌های نوآر بی‌بهره است." فرید سلیمانی