
دختران خاک
-خلاصه داستان
داستان در فضای تاریک و خرافی یک جامعه اتفاق میافتد که در آن دختر بودن به مثابه یک سرنوشت شوم و تقدیر غیرقابل تغییر است. در این جامعه، دخترانی که زاده میشوند، زندگیای پر از درد و رنج دارند و هرکدام به نوعی با مرگ و نابودی دست و پنجه نرم میکنند. داستان حول محور میرداد، پدری میچرخد که بهمدت دو سال به سوگ مرگ دخترش نشسته است. این در حالی است که دخترش بهطور معجزهآسا از مرگ برگشته و در برابر چشمان پدر ظاهر میشود. این رخداد برای میرداد شوکآور است، چرا که او مدتهاست با مرگ دخترش کنار آمده و نمیتواند باور کند که او زنده است.