
خرداد بود که خلیج یخ زد برگزیده دوره اول پرانتز
-از متن کتاب
در دوردست بعید، در نزدیکی خلیج، شهری لمیده لبِ ساحل کش آمده؛ شهری از همهجا دور؛ از زمستان محروم؛ اما آنقدر زنده که از غروب تا طلوع میزبان پرسهزنیهاست. این بندر محمومْ خرداد مرموزی دارد؛ خردادی که همیشه هست و همیشه خواهد بود، خردادی که از بهار به تابستان و از تابستان به پاییز میخرامد.
پس از سالهای سال مردی در بندر پیدا شده که کسی نمیداند کیست و کسی نمیداند چرا، اما دنبال خرداد است. مردی که همهی خیابانهای پختهی شهر را لگد کرده، در تکتک چالهها سرک کشیده و تمام سایهخفتگان را در گوشهکنار بندر ناخفته کرده. از ترس همین مرد موذیست که موجها شیههی هشدار میکشند: تا دیر نشده جلویش را بگیرید؛ تا خرداد را وسط خلیج گیر نینداخته و منجمدش نکرده متوقفش کنید.
نقد و نظر
"برای اولین مجموعه داستان نویسنده کار خوبی بود. معلوم هستش که وقت گذاشته شده روی داستانها. نثر خوب و منسجم است. داستانها به مخاطب برای درک کردن تم احترام میگذارند و شعاری نیستند. (که یکی از مشکلات بزرگ بیش از نیمی از کتابهای امسال بود) از ویژگیهای ادبیات ژانر خصوصا وحشت به خوبی استفاده شده و همچنین با فرهنگ و دغدغههای بومی حل شدهاند." شانت خدادایان
"مجموعه چند داستان کوتاه پررمز و راز و ترسناک که با شور و شوق نوشته شدهاند. این شور و شوق را که میگویم میشود در جابجای اثر و طرزی که نویسنده ماجراهایش را نقل میکند پیدا کرد. داستانها نثر خیلی خوبی داشتند و ماجراها همه جذاب بود. درگیری اسطوره با زندگی امروزی درست همان طوری بود که در کارهای خوب فانتزی معاصر/شهری میشود پیدا کرد. استفادهٔ درست کلیشهها، زیادهروی نکردن در آنها و در دام استفاده از شیوهٔ نقل داستان شفاهی نیفتادن جزو نقاط قوت دیگر این کار بودند. بعضی موارد جای پرداخت بیشتری داشت، اما از لذت خواندن اثر کم نمیکرد." مهدی بنواری
"به جز داستان آخر که به خوبی باقی داستانها نبود و زیاده گویی داشت. باقی داستانها پرداخت خوبی داشت. از عنصر ماورا خوب استفاده شده بود. کشش و تعلیق در داستانها خوب و جذاب بود. شخصیتها خوب درست شده بودند." نسیم فلاح
"خرداد بود که خلیج یخ زد، از کتابهاییه که با سلیقهم جوره. وحشت و دارکفانتزی، با زبانی که به سیاهی و تنهاییِ داستانها کمک کرده و البته موجز بودن هر داستان، بدون کلمهای اضافهتر که خودش خیلی مهمه برای هر داستانی چه کوتاه باشه چه به بلندی رمان. نویسنده تلاش خوبی کرده و تا حد زیادی موفق بوده. زبان، فرم، شخصیتها، پلاتِ هر داستان و جزبهجز ماجراها با فکر نوشته شدهن." تینا چهاردولی
"کتاب از زبان و نثر نو و بدیع استفاده کرده است، استفاده مناسب از آرایه های ادبی به خلق زبان تصویری کتاب کمک کرده است، هرچند همین نثر متفاوت در بعض از مواقع موجب غیرقابل درک شدن داستانهای کتاب میشود. در مجموع استفاده از جغرافیای ایران، نثر نو و خلق فضای جدید که در ادبیات معاصر ایران کم سابقه است نقاط قوت کتاب است." امیرسینا مظفری
"داستان تا نیمههای کتاب شروع نمیشود و بسیار گیج کننده است، نثر نویسنده قدرت این را دارد که فضاسازی کند و روند کند داستان کم تر به چشم برسد. بزرگترین مشکل اما دادن اطلاعات است. یا اطلاعات در این نثر به طوری گم می شوند که لازم است هر خط چندین بار خوانده شود تا اطلاعاتی که نویسنده قصد بیان آن را داشته درک شود، و یا اطلاعات به اندازه ای بزرگ و مشخص بیان می شوند که با باقی نثر کتاب در تداخل هستند. میان نثر کتاب و داستان کتاب و اطلاعات کتاب هماهنگی لازم برقرار نیست که بتواند آن را به اندازه کافی ارتقا دهد." علی خمسه
"کتاب از زبان و نثر نو و بدیع استفاده کردهاست، استفاده مناسب از آرایههای ادبی به خلق زبان تصویری کتاب کمک کرده است، هرچند همین نثر متفاوت در بعضی از مواقع موجب غیرقابل درک شدن داستانهای کتاب میشود. در مجموع استفاده از جغرافیای ایران، نثر نو و خلق فضای جدید که در ادبیات معاصر ایران کم سابقه است نقاط قوت کتاب است." امیرسینا مظفری تبار
"به جز داستان آخر که به خوبی باقی داستانها نبود و زیاده گویی داشت باقی داستانها پرداخت خوبی داشت. از عنصر ماورا خوب استفاده شده بود. کشش و تعلیق در داستانها خوب و جذاب بود. شخصیتها خوب درست شده بودند." نسیم فلاح
"نثر قوی. کلمات جدید، مناسب و آموزنده حتی برای من. ایراد بزرگ بعضی از اپیزودها پیچیدگی بیش از حد خط داستانیشون بود که مخاطب رو از خوانش کتاب دلزده میکنه.
برخی از اپیزودها ناقص به نظر میرسیدن و ناتموم رها میشدن. همچنین به نظر میرسید بعضی از اپیزودها به هم مربوطن اما در ادامه دلیل این ارتباط رو نفهمیدم چون به شکل ناقصی رها شده بود. این باعث یه جور سردرگمی در مخاطب میشه و باعث میشه ندونه که بالاخره این اپیزودها رو باید به هم پیوسته ببینه یا نه.
اما همونطور که در بالا گفتم، نوشتار فنی داستانها رو خیلی میپسندم. بدبینی و سیاهی حاکم بر کل اثر رو هم دوست دارم و همین باعث میشه سایر ایرادهای کتاب رو بر نویسنده ببخشم. من از خوندن کتاب لذت کافی رو بردم. اپیزود محبوبم: سورچرانی پیرزن…" آزاده قاسمی
"مجموعه داستان کوتاه وحشت از سورن کریمی، من داستان کوتاه بهتری از سورن رو خوندم و نمیتونم بالاترین نمره رو بدم به کتاب، آفرین داره." محمدحسین راهنورد