
حوض سلطان، پایان کار مغان
-درباره کتاب
حوض سلطان، پایان کار مغان اثری از رضا جولایی است که در میان علاقهمندان به ادبیات و تاریخ ایران توجه زیادی جلب کرده است. این کتاب هم یک روایت تاریخی محسوب میشود و هم تاملی بر تحول باورها و تغییر ساختارهای قدرت در ایران.
نقد و نظر
"حوض سلطان، پایان کار مغان یکی از رمانهایی است که واقعاً دوستش داشتم. فضاسازی کتاب بسیار جذاب است، روایت روان و منسجم پیش میرود و نثر کاملاً متناسب با فضا و مضمون داستان انتخاب شده. خواندن این کتاب برای من شبیه قدم زدن در یک گالری عکاسی قدیمی بود؛ تماشای عکسهایی که یکییکی پیش چشم جان میگیرند و حس و حال گذشته را زنده میکنند." محمدسعید جهانپناه
"داستان روایتی است از یک مهمانی باشکوه و عجیب که توسط یکی از شاهزادهخانمهای دوره قاجار در یک قصر دورافتاده برگزار میشود که در آخر مرگ همه را رقم میزند. داستان از نگاه یک عکاسباشی روایت میشود که برای ثبت مراسم به قصر دعوت شده است. عکاسباشی در طول مهمانی، شاهد صحنههایی از تجمل افراطی، روابط پنهان اشراف، و تسویهحسابهای درونی در میان طبقه حاکم است. فضای کلی رمان، به تصویر کشیدن زوال و فروپاشی یک دوره تاریخی دوران قاجار است؛ لحظهای که بساط قجریها در زمان فتحعلیشاه در حال جمع شدن است و جامعه در آستانه یک تحول بزرگ قرار دارد.
این اثر بیشتر بر فضاسازی هنری، استفاده از نمادها مانند قصر و حوض سلطان و توصیف دقیق شخصیتها متمرکز است تا یک پیرنگ داستانی؛ ریتم تند پیش میرود. به طور خلاصه، این کتاب یک نگاه هنری و نمادین به لحظات پایانی یک حکومت است که از دریچه چشمان یک شاهد عینی یعنی عکاس روایت میشود. داستان رئال، راوی اول شخص که به نظرم خوب انتخاب شده و ما میتوانیم از دریچه چشم او وقایع را درست ببینیم. راوی مستقل از خانواده است و بدون قضاوت میتواند وقایع را روایت کند. پلات و پیرنگ داستان یکدست نیست. بیشتر نمایش میبینیم نه شرح ماجرا. بیشتر گفته میشود به جای تصویرسازی. دوره تاریخی مهمی که بسیار حرف برای گفتن و نوشتن دارد بیشتر دچار اطناب و از هم گسیختگی شده. زبان غنی و فاخر است. نویسنده باسابقه نویسندگی از کلمات غنی و کاملٱ مناسب با فضای داستان استفاده کرده و توصیفات اثرگذار هستند. مخصوصٱ در توصیف قصرها و شخصیتها. شخصیت پردازی: راوی یا عکاسباشی خوب است. بقیه به نظرم در حد ظاهر و شناخت موقعیت اجتماعی هستند و پیشینه ندارند، بعضیها هم در حد تیپ. پایانبندی هم متاسفانه خوب نبود و شعاری بود." فاطمه علیباز