
حافظخوانی خصوصی
-درباره کتاب
روایت کتاب بر پایهی گفتوگویی میان یک زن و مرد شکل میگیرد. این دو، از جهانهایی متفاوت اما به هم پیوسته، از طریق تفأل به دیوان حافظ با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. شعر حافظ در این رمان، نه تنها بهمثابه شعری زیبا یا تجربهای عرفانی، بلکه همچون ابزاری تفسیری، آینهای برای کشف رازها و بازخوانی تاریخ شخصی به کار گرفته میشود. سنت دیرپای تفأل به حافظ، در این اثر بدل به زبان مشترک مرگ و زندگی شده است؛ زبانی که میان سطرهای آن میتوان ردپای تنهایی، سوگ، عشق، شک و جستوجوی معنا را جست. سبک نگارش رمان، ساده و روان است اما در لایههای زیرین خود عمقی حیرتانگیز دارد. زبان شاعرانه، ایهامآلود و گاه فلسفی نویسنده، به شکلی استادانه با تکنیکهای روایی مدرن پیوند خورده است؛ چنانکه خواننده را همزمان درگیر داستان و درگیر تأمل میکند. شخصیتها در مرزهای زندگی و مرگ، خاطره و فراموشی، زبان و سکوت حرکت میکنند و در هر لحظه، روایت از طریق آنان به سطوح تازهتری از معنای انسانی و فرهنگی دست مییابد. محمودی ایرانمهر، پیشتر نیز با آثاری چون اسم تمام مردههای تهران علیرضاست و ابر صورتی نشان داده بود که دغدغهاش بازخوانی حافظهی جمعی و فردی، روایتهای پنهانمانده در تاریخ، و پیوند ادبیات با روانشناسی و فرهنگ ایرانی است. در حافظخوانی خصوصی اما این نگاه عمیقتر و ساختیافتهتر به نظر میرسد؛ اثری که نهفقط برای اهل ادب، بلکه برای علاقهمندان به فلسفهی زبان، سنتهای فرهنگی و تجربههای بینامتنی، واجد ارزش ویژهای است.
نقد و نظر
"حافظخوانی خصوصی بیشتر یک سوگنامه است تا رمانی با کشش داستانی مشخص. نثر اثر قابل قبول است و تلاش برای پیوند دادن فضای روایت با شعر و خواب، ایدهی بدی نیست، اما این ارتباط آنچنان که باید، جاندار و تأثیرگذار از کار درنیامده. در مجموع، اثر بیشتر حس یک روایت زورکی را منتقل میکند تا داستانی منسجم با هدفی روشن." محمدسعید جهانپناه
"داستان از جایی آغاز میشود که مرد جوان برای دیدن عکس همسرش که چند ماه قبل فوت شده به پروفایل گوشیاش میرود. وقتی شماره او را میگیرد در کمال ناباوری خط آزاد و گوشی روشن است. از همین جا جریان مکالمه و حرفها و واگویههای او با همسرش آغاز میشود که به خاطرات قبلی و علاقه هر دو به فال حافظ برمیگردد. حضور زن دیگر و رسیدن به او با فراز و نشیبهای فراوان همراه میشود.
این کتاب برای من بسیار جالب و خواندنی بود. داستان بین خیال و واقعیت در رفت و آمد است. از زبان من راوی روایت میشود. نویسنده با زیرکی از تکنیک گفتوگو استفاده کرده و به این طریق گفتوگو صمیمیتر و محاورهای میشود. اشعار حافظ به سهولت در جلوی چشم ما میآید و تفسیر موضوع در همان قسمت از داستان به تناسب انجام میشود. خاطره، روایت، داستان در سرتاسر کتاب روایت داستانی را جلو میبرد و با استفاده از اشعار حافظ به همه جنبههای زندگی مادی، عاطفی، فلسفی و حتی دینی خودش و همسرش میپردازد. از آنجایی که این کتاب جزو معدود کتابهای خاص به این شیوه نوشتاری هست، برای من هم جذاب بود و هم خسته کننده. به نظرم میشد خیلی کوتاهتر نوشته شود و بعضی از روایتها را در هم ادغام و یا حذف کرد تا جذابیت بیشتر داشته و از اطناب آن بکاهد. قلم آقای ایرانمهر را بسیار دوست دارم. ایشان با دل و جانشان مینویسند و همیشه حق مطلب را ادا میکنند. حافظخوانی خصوصی به نظر من یک پدیده فرهنگی تاریخی نو است. نوعی بازتعریف رابطه انسان مدرن با میراث عرفانی در روان نسلها با کمک اشعار حافظ. پایانبندی هم خوب بود." فاطمه علیباز