به یک قاتل شرافتمند جهت همکاری نیازمندیم
نویسندهمجتبی خلیفه‌زاده
ژانرجنایی
ناشرکتابسرایی
اولین چاپ۱۴۰۱
تعداد صفحات۶۰۰
لینک گودریدزگودریدز
لینک به‌خوانبه‌خوان

به یک قاتل شرافتمند جهت همکاری نیازمندیم

خلاصه داستان

یکی از اساتید خوشنام دانشگاه وحشیانه در محل کارش به قتل می رسد. قاتل با استخوان و قلب و انگشت های قربانی معمایی می سازد که مقتول بعدی را نشان می دهد. اما کسی موفق به کسف معما نمی شود و قتل بعدی رخ می دهد. قاتل در آن صحنه نیز معمایی به جحا می گذارد و از انسان های شرافتمند دعوت می کند که در قتل ها به او بپیوندند. او اعتقاد دارد جایی که انسانیت بمرد، تنها با ویرانگری می‌توان نجات داد.

نقد و نظر

"نقطه ی قوت داستان آغاز جذابشه.

نثر ایراداتی داره؛ مثلا ترکیب معیار و شکسته. گرچه بعد از مدتی مشخص می شه تفکرات کاراکترها شکسته نوشته شده که بهتر بود جدا می‌شد مثلا با ایتالیک کردن. این جا کمی خام دستی می‌بینیم. نیمه رها کردن بعضی جمله‌ها با گذاشتن سه نقطه باعث ایجاد سکته شده.

طرح معماها برای پیدا کردن رد قاتل، تشریح فرمول‌های ریاضی برای حل معما در ابتدا کمی خسته‌کننده ولی در ادامه قابل قبول و کنجکاوی‌برانگیز بود. منطق و تعلیق داستان جای کار داشت ولی به مرور بهتر و بهتر شد.

درون‌نگری‌ها برای آشنا شدن خواننده با کاراکترها لازمه ولی گاهی زوائد و روده درازی‌های بی‌ربط درباره‌ی زندگی شخصیشون، باعث وقفه در پیش‌روی داستان شده.

نام‌گذاری فصل‌ها جذابه و خواننده رو به ادامه تشویق می‌کنه. تغییر زاویه‌ی‌دید و فلش فوروارد بی‌مقدمه داریم که خلاقانه‌ست و خواننده‌ی خواب‌آلود رو بیدار می‌کنه اما باعث گنگی شده. داستان بین اول شخص و سوم شخص در نوسانه که سنگ انداخته به جویِ روایت.

در کل تعلیق و نشانه‌گذاری‌های بدی نداشت و گره گشایی‌ها راضی کننده بود. کتاب قبل از رسیدن به نیمه به جذابیت غیر قابل پیش بینیی رسید. البته که شباهت‌هایی با یه سری کارهای محبوب در مدیاهای دیگه درش دیده می‌شه؛ مثلا کاراکتر کاظم مارو به یاد V در V for Vendetta میندازه با همان آرمان‌های عدالت‌خواهانه و روش‌های نامعمول و خشن. شاید این شباهت اجتناب‌ناپذیر باشه چون ما دیگه به ندرت کار اورجینال داریم.

استفاده از تایپ‌های شخصیتی mbti در داستان به نظرم خام‌دستانه بود.

در کل یک جنایی روانشناختی نوآر اکشن پر از مونولوگ داشتیم که وقتی به وسطاش می‌رسی به همه شک داری. سبک روایت جالب و اجرا جذاب بود. تعقیب و گریزهای نسبتا خوبی داشت، خصوصا سکانس کوهستان و جن. پایان متفاوتی داشت." النا رهبری

"در این کتاب، نویسنده گروهی از دوستان قدیمی را به تصویر کشیده که هر کدام به نوبه خود از زندگی ضربه خورده‌اند و با انگیز‌ های متفاوت تصمیم به شروع سلسله قتل‌هایی می‌گیرند که تبعات زیادی را با خود به همراه دارد و کتابی را می‌نویسند که وقایع ماه‌ها بعد را پیش‌بینی کند. پیچش و طرح معماها، بازی قاتل با پلیس، تعلیق و کشش‌های مناسب، در طول داستان به خوبی رعایت شده است. ایده کتاب در کتاب و پیش‌بینی داستان، خلاقیت و ذهن متمرکز نویسنده را به رخ می‌کشد. در کنار آن شخصیت‌پردازی قوی بود و مخاطب را به درک کاراکترها نزدیک می‌کرد. اما چیزی که به داستان ضربه زده، اغراق و بزرگ‌نمایی بی‌دلیل است.

حتی برای به وجود آوردن یک قاتل سریالی چنین باهوش و پخته، به انگیزه‌هایی بسیار قوی و تروماهای وحشتناک روانی نیاز است. احتمال پیدا شدن چنین فردی در جامعه و فرارش از دست پلیس و به هم ریختن یک شهر، یک کشور و حتی باقی دنیا(!) به اندازه کافی کم و عجیب است. اما نویسنده به همین بسنده نکرده و 3-4 همدست هم برای قاتل خلق کرده است. همدستانی که کارشان را تقریبا بی هیچ عیب و نقصی انجام می‌دهند و چنان انگیزه قوی دارند که بعد از گیر افتادن هم مرگ را به کوچک‌ترین اعترافی ترجیح می‌دهند. گرچه ما با داستانی خیالی طرفیم اما نیاز است که هر داستانی مطابق با منطق دنیای خود پیش برود و برای خواننده باورپذیر باشد." منصوره صادقی