بند ناف
نویسندهفاطمه آقامیری
ژانرمجموعه داستان
ناشرلوگوس
اولین چاپ1403
تعداد صفحات149

بند ناف

-درباره کتاب

این کتاب از چهارده داستان تشکیل شده است که عمدتاً روایت‌هایی ساده هستند از روابط فردی و چالش‌های خانوادگی انسان‌هایی که تلاش دارند در فراز و نشیب زندگی روزمره به دنبال گشایشی باشند، البته در پس همین روابط مسائل اجتماعی نهفته است. نویسنده سعی کرده است بدون تصنع نگاهی که این اشخاص به زندگی دارند را به قلم آورد و آنها را از انسان مفعول و تسلیم صرف رها کند. هر انسانی، چه کودک و چه بالغ، چه زن و چه مرد، با رنج درونی خود هویت می‌یابد و شیوۀ مواجهه با آن است که شخصیتش را شکل می‌دهد. این مجموعه سرگذشت این رنج‌هاست. همچنین «جنین» یکی از برجسته‌ترین مضامینی است که ذهن نویسنده را مشغول داشته و به عناوین مختلف به آن پرداخته است. گویی در پس همۀ دغدغه‌های انسانی رنج خلقت جا خوش کرده است.

نقد و نظر

"به نظر می‌رسد داستان‌های این مجموعه با اتصال به مفهوم زندگی نوعی مضمون مشترک ساختند. و در جهان داستانی که به فقر مضمون دچار شده، این انتخاب نقطه قوتی به شمار می‌آید. همان‌طور که از نام مجموعه‌داستان هم برمی‌آید، روایات از بارداری، فرزندآوری، زایمان و یا نازایی نشأت می‌گیرند. داستان‌هایی که به نوعی جهان مخاطب را به چرایی تولد و چگونگی تحمیل زندگی به انسان وامی‌دارد. نویسنده قصد داشته با زبان ساده و روایت روان و جذابش، فهم داستان را ساده کند و تا حدودی هم موفق عمل کرده. داستان‌ها اغلب دیالوگ محورند و این گفتگوی دو شخصیت، ساده‌ترین نوع دریافت است. اما در نهایت این الگوی تکرارشونده در داستان، با مباحثه‌های بی‌اندازه شخصیت‌ها، و شاید به زبان ساده‌تر کل‌کل کردن‌ها، وزن دیالوگ و روایت را در داستان به هم می‌زند. به نظر می‌رسد نویسنده به این توانایی خود واقف است و این قوه را به شکل مفرط در داستان‌ها به کار گرفته.

در داستان مترو ما در واقع یک ناداستان می‌خوانیم.

اطناب در روایت آسیب این داستان‌ها بود مانند داستان سطل آشغال که می‌توانست پس از پیدا کردن نوزاد تمام شود، اما تا پیدا کردن شیرخشک و آب جوش هم ادامه پیدا کرد.

در نهایت نقد کلی به ویراستاری کار و ایراد در جمله‌بندی‌ها و پاکیزه‌نویسی وارد است، با این حال معتقدم در زمینه داستان‌نویسی شاهد استعداد جدید و خلاقی خواهیم بود." آزاده اشرفی

"نقاط قوت: موقعیت محور بودن اغلب داستان‌ها- پیرنگ‌های ساده و غیر ضربه زننده تابع سنت داستانی همینگوی-

نقاط ضعف: ضعف در شخصیت پردازی- تمایل افراطی برای استفاده از وسایل حمل و نقل و مسیرها و جاده‌ها و المان‌های شهری- ضعف در پیرنگ و باورناپذیری داستان- ایرادات فاحش در خط روایت داستان- عدم رعایت قاعده تفنگ چخوف- ضعف در گره افکنی و بازکردن گره- قلاب ضعیف- بعضی عناوین در چارچب خاطره نوشته شده‌اند و نه داتان کوتاه- دیالوگ‌ها در خدمت پیرنگ نیستند." آیه اسماعیلی