بند دیوان
نویسندهبهزاد قدیمی
ژانرگمانه‌زن
ناشرکتابسرای تندیس
اولین چاپ1400
تعداد صفحات352
لینک گودریدزگودریدز
لینک به‌خوانبه‌خوان

بند دیوان برگزیده دوره اول پرانتز

برنده‌ی بخش گمانه‌زن در اولین دوره‌ی جایزه ادبی پرانتز

- از متن کتاب

در تمام این زندگی‌ها که کرده‌ام، هیچ‌وقت نتوانستم کار کرده‌ای را نکرده سازم کـه زمان قاضی قصابی است. در مارپیچ زمان چرخ می‌خـورده‌ام؛ بر مخروط نامرئی‌اش فرو می‌رفتم و بیرون می‌آمدم. هزاران نفر بوده‌ام؛ یک نفر بوده‌ام؛ زندگی را دیده‌ام و مرگ را دیده‌ام. چه سفرها رفتم و چه ماجراها کشیدم! در این زندگی‌ها که کرده‌ام یک بار راد بودم، موبدان موبـد برگزیده دربار شاه نرسی. هیچگاه مومن نبودم؛ در بند هیچ‌کس نبودم؛ دوست کسی نبودم؛ من بند دیوان را گشودم. حالا این چیزها را نوشته‌ام، سیاهه‌ای شوم و شرم‌آور، شرح سفر راد؛ نوشداروها که سـاخت؛ نقشه‌هایی که پرداخت. و بهرام را نوشته‌ام؛ زره پیروزانی که داشـت؛ تیغ پیروزانی که نداشت. از استباد نوشته‌ام ، مرکوش ديو، مرشون دیو، اشمه ديو و از بند دیوان. آنچه در بند دیوان گذشت را آورده‌ام و آنچه بر سر مردمان سرزمین آمد. شاید نخواندن این چیزها بهتر باشد چون خواندنش خوشایند نیست؛ اما هیچ چیز زندگی خوشایند نیست؛ درست مثل همین سیاهه.

نقد و نظر

"بند دیوان نوشته‌ی بهزاد قدیمی را دور از هرگونه اغراق و مبالغه‌ای، کنار آثار فانتزی‌ای چون سیلماریلیون قرار می‌دهم. منظورم از نظر شباهت مضمون یا حال و هوا نیست، بلکه از لحاظ پرداخت استادانه، نثر فاخر و زیبا، چند لایه بودن اثر، فرم و به کار گیری المان‌های ژانری می‌گویم." سمیه کرمی

"می‌توان از بند دیوان به‌عنوان قوی‌ترین اثر بهزاد قدیمی یاد  کرد. داستانی حماسی و مهیج در جهانی برگرفته از عناصر اساسی و تاریخ ایران. قدیمی با قلم خود، خواننده را در فضای حماسی و تاریخی رمان غرق کرده و سپس با داستانک هایی متفاوت از فضای اصلی داستان با ذهنش بازی می کند. این داستانک ها مانند یک پازل، خواننده را مجبور به پیگیری و تکمل داستان می کنند.همچنین قدیمی در طی روایت داستان اصلی و داستانک های میان فصول. همانند کتابهای قبلی خود، کلیدهایی از داستان های گذشته خود در رمان پنهان کرده است. پیدا کردن این کلیدها برای خواننده گان کتاب های قبلی این نویسنده جذاب خواهد بود." محمدسعید جهان‌پناه

"بند دیوان رمانی فانتزی با بن‌مایه‌های اسطوره ای و تاریخی است، فانتزی‌ای که توانسته با اتکا بر تاریخ و جغرافیای منطقه‌ای خاص و دوره تاریخی خاص، ماجرای خیالی خود را بپردازد. رمان خواندنی است و جذابیت دارد، از تعلیق‌های بیجا استفاده نکرده و به غیر یک فصل که خواب‌های تودرتوی یکی از شخصیت‌ها را بیان می‌کند ( که آن هم خوب از آب در آمده) هیچ کجا خواننده را فریب نمی‌دهد. عارضه‌ای که اکثر آثار ژانرهای فانتزی،علمی تخیلی و وحشت دچار آن هستند." علی شادکام

"کتاب با ذهن و خیال خواننده بازی می‌کند. موقع خواندن هر کدام از قصه‌ها، یک چیزهایی قلقلکت می‌دهد، چیزهایی یادت می‌رود و چیزهایی یادت می‌آید. انگار این نوشته‌ها، بازنویسی گذشته‌ی از یاد رفته‌ی اجدادمان است که در صفحات جوهرین کاغذ حلول کرده و توی گوشمان نجوا می‌کنند. چیزهایی که ما در زندگی‌های قبلی‌مان می‌دانستیم، شنیده بودیم، زیسته بودیم و حالا دوباره با یک نشانه، دژاوو اتفاق می‌افتد و به خاطر می آوریم. بند دیوان، دیوان را طوری به ما باز می‌شناساند که من مثالِ چنین کاری را از نقطه نظر بداعت بصری کم نظیر، فقط در نگاره‌ها و قصه‌های مکاتب سده‌های طلایی رونق هنر و اندیشه ایران دیدم. آن زمان که مُرَقَع گلشن و هشت بهشت ها بود و عجایب المخلوقات و هفت گنبدها." النا رهبری