
برآمدن آفتاب زمستانی برگزیده دوره دوم پرانتز
خلاصه داستان
رمان «برآمدن آفتاب زمستانی» نوشته رضا جولایی، داستان پسری نوجوان به نام کامیار است و به تصویر کشیدن آنچه که بر او و خانوادهاش در سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۲۳ اتفاق افتاده است، میپردازد. در این دوره تاریخی، ایران با فشارهایی همچون حکومت رضاشاه، بازداشت روشنفکران، مرگ مشکوک ارانی و حبس طولانی بزرگهای اندیشمند مواجه بوده است. در بین این هرج و مرج، صدای جنگ و فتنههای داخلی نیز بلند شده است.
نقد و نظر
"طبق معمول یک نثر خوب و روان از جناب آقای جولایی.
با یک قصه و داستان جذاب و پر کشش همیشه مرگ، عشق و زندگی از موضوعات جذاب و خواندنی است. وقتی قهرمان داستان با مرگ دست و پنجه نرم میکند میخواهی بدانی آخرش چه میشود و زمانی که عشقی در کار است دوست داری بدانی فرجام آن عشق چیست و اینها در کنار حوادث تاریخی که بخشی از تاریخ کشورمان را رقم میزند رمان را به یک رمان جذاب تبدیل میکند که تو را با خود تا صفحات آخر میکشاند. داستان از زبان کامیار تعریف میشود و حوالی جنگ جهانی دوم را نشانه گرفته. اعتراضات مردمی در بطن یک خانواده با نامهایی چون دکتر ارانی، آقا بزرگ و دکتر مجتهدی غریبه نیستیم و این خود داستان را باورپذیرتر و جذابتر میکند" نیلوفر کاظمی