
بازمانده
-خلاصه داستان
داستان با دو خط روایی موازی پیش میرود؛ یکی در بصره و دیگری در نیشابور. در بصره، «عمّاربنحسان طائی» و خانوادهاش با بردهای پارسی روبهرو میشوند که پس از فرار از دست ارباب عربش به خانهٔ آنها پناه میآورد. این برده که بعدها «صامتبنالجرح» نام میگیرد، در جستوجوی خواهر گمشدهاش است و سکوت و زخمهایش نشانهای از رنجهای عمیق او است. در کنار این روایت، فضای اجتماعی بصره و روابط میان عربها و ایرانیان و کشمکشهای قدرت و هویت به تصویر کشیده میشود. در سوی دیگر در نیشابور، خانوادهای ایرانی به رهبری «فریبرز» در بحبوحهٔ حملهٔ اعراب به شهر، برای بقا و حفظ خانواده و هویت خویش تلاش میکنند. مهاجرت، مقاومت و امید به بازپسگیری سرزمین محور دغدغههای این بخش است. روایتها با هم پیوند میخورند و شخصیتها درگیر انتخابهایی میشوند که سرنوشت خود و اطرافیانشان را رقم میزند.
نقد و نظر
"کتاب در مورد دو خواهر و برادر دوقلوست به نام آبتین و آناهید در سالهای اول خلافت اسلامی در نیشابور تا محرم سال ۶۱. رمانی تاریخی و حماسی که روایت آن از نیشابور در سالهای آغازین خلافت اسلامی آغاز میشود؛ جایی که سپاهیان خلیفه به خراسان میرسند و مردم در برابر آنان مقاومت میکنند. شهر نیشابور در برابر موج حملات خلافت سقوط میکند. گروهی از مردم تصمیم میگیرند به جای تسلیم، برای مبارزه به کوههای شمال پناه ببرند و مقاومت را زنده نگه دارند. اما خیانت، حکم اعدام دسته جمعی آنها را امضا میکند. در این میان، دو خواهر و برادر دوقلوی جوان به نامهای آبتین و آناهید، با یک معجزه از کشتار فرار میکنند. اما این آزادی موقتی است؛ آنها به زودی اسیر شده و به عنوان برده به حجاز فرستاده میشوند. سرنوشت، این دو نفر را از هم میپاشد و آنها را به بازارهای بردهفروشی پرتاب میکند. تقدیر مداخله میکند: هر دو نفر، توسط اعضای خاندان رسول خدا(ص) خریداری و آزاد میشوند. این آشنایی، مسیر زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد، تا جایی که سرانجام یکدیگر را پیدا میکنند.
زمان به سال ۶۱ هجری میرسد؛ رخداد کربلا، زخم عمیقی بر روح آبتین و آناهید میزند. آنها با کولهباری از درسهای ناخواسته و تأثیرات عمیق از آن واقعه، عزم بازگشت به وطن میکنند. اما مسیر بازگشت، آنها را به ویرانههای باشکوه طاق کسری(کاخ خسرو انوشیروان) میکشاند؛ جایی که با کابوس گذشتهشان روبهرو میشوند: همان بردهفروشی که سالها قبل آنها را در حجاز معامله کرده بود. این جنگ، به نبردی خونین تبدیل میشود؛ نبردی که سرنوشت نهایی آبتین و آناهید را عوض میکند و عاقبت آبتین کشته میشود.
داستان از زاویه دانای کل روایت میشود. نویسنده با اشراف کامل به تاریخ در آن سده یعنی پایان دوره ساسانی و آغاز خلافت اعراب در ایران و با الهام گرفتن از شخصیتهای اسطورهای ایرانی که در آن زمان میزیستهاند و در اَوستا و شاهنامه به نیکی از آنها یاد شدهاست، از آن استفاده میکند. نامها بسیار مهم هستند. شخصیتها در روند داستان به خوبی پرداخته میشوند و قابل لمس هستند و دلاوری ایرانیان کاملٱ دیده میشود. فضاسازی عالی؛ صحنههای جنگ، آتشسوزی و فرار همه عالی تصویرسازی شده و باید به نویسنده آفرین گفت. صحنهها کاملٱ عینی بودند. زبان داستانی، حماسی و فاخر و یکدست بود. دوست داشتم از ایران و تاریخ قبل از اسلام ایران قدری بیشتر گفته شود؛ هر چند در جاهایی ذکر شده. همینطور در پایان داستان کشته شدن آبتین هم مورد پسندم نبود. در هر صورتی چون واقعه کربلا به آن صورت تمام شد، دوست داشتم اینجا آبتین کشته نمیشد. یکی از بهترین کتابهای معرفی شده بود." فاطمه علیباز