
بازمانده
-خلاصه داستان
داستان با دو خط روایی موازی پیش میرود؛ یکی در بصره و دیگری در نیشابور. در بصره، «عمّاربنحسان طائی» و خانوادهاش با بردهای پارسی روبهرو میشوند که پس از فرار از دست ارباب عربش به خانهٔ آنها پناه میآورد. این برده که بعدها «صامتبنالجرح» نام میگیرد، در جستوجوی خواهر گمشدهاش است و سکوت و زخمهایش نشانهای از رنجهای عمیق او است. در کنار این روایت، فضای اجتماعی بصره و روابط میان عربها و ایرانیان و کشمکشهای قدرت و هویت به تصویر کشیده میشود. در سوی دیگر در نیشابور، خانوادهای ایرانی به رهبری «فریبرز» در بحبوحهٔ حملهٔ اعراب به شهر، برای بقا و حفظ خانواده و هویت خویش تلاش میکنند. مهاجرت، مقاومت و امید به بازپسگیری سرزمین محور دغدغههای این بخش است. روایتها با هم پیوند میخورند و شخصیتها درگیر انتخابهایی میشوند که سرنوشت خود و اطرافیانشان را رقم میزند.