
این در باید بسته بماند
-خلاصه داستان
رمان با تورج نیاکان، مردی تنها در تهران معاصر آغاز میشود که در پارکی با زنی سفیدپوش به نام «فریماه» روبهرو میشود. این دیدار، آغازگر سلسلهای از رخدادهای رازآلود است که مرز میان واقعیت و خیال را برای نیاکان مخدوش میکند. فریماه ادعا میکند که ۲۵ قرن بهدنبال نیاکان بوده و پیوندی اسرارآمیز میان آنها وجود دارد. این روایت بهتدریج به گذشتهای دور در مصر باستان منتقل میشود؛ جایی که «آپریس»، کاتب دربار فرعون درگیر روابط پیچیده با «نِفِر»، برادرزادهٔ فرعون و کنیز کارتاژی خود است.