افسانه دورانتاش
نویسندهرستا محمدی
ژانرگمانه‌زن
ناشرنادریان
اولین چاپ۱۴۰۳
تعداد صفحات389
لینک به‌خوانبه‌خوان

افسانه دورانتاش

-خلاصه داستان

داستان این رمان در سرزمینی به نام «افشان‌شهر» می‌گذرد. مردم در سرزمین در صلح زندگی‌ می‌کنند، اما رازی بزرگ در دل این سرزمین بود. اهالی افشان‌شهر، به شکلی عجیب بخشی از حافظه‌شان را از دست داده بودند و فقط خاطراتِ ده سال اخیرشان را به یاد داشتند. با این که آن‌ها نام و نشانشان را می‌دانستند و یکدیگر را خوب می‌شناختند، اما هیچ‌کس، خاطره‌ای از گذشته‌های دور نداشت و حتی قصهٔ شبانهٔ مادربزرگ‌ها نیز به همین ده سال محدود می‌شد. چه ماجراهایی پیش روی مردمان این سرزمین است؟ راز این سرزمین زیبا اما عجیب چیست؟