اعدام کلاغ‌ها
نویسنده ا. عراقیان (ارغوان)
ژانرجنایی
ناشرخیزران
اولین چاپ1403
تعداد صفحات234

اعدام کلاغ‌ها

-از متن کتاب

او از این‌که کاری از دستش بر نمی‌آمد عمیقاً احساس نگرانی می‌کرد آن‌قدر بیچاره شده بود که حتی نمی‌توانست پلیس را در جریان بگذارد؛ و ژانت هم خودسرتر از آن بود که اجازه دهد آلن از او مراقبت کند. دلواپسی‌های او تمامی نداشت وکلامی بین آن‌ها رد و بدل نمی‌شد، انگاری ژانت روزه سکوت گرفته بود. و لب به غذا نمی‌زد و با خودش هم قهر کرده بود و بی‌جهت از کوره درمی‌رفت، انگاری سایز جنبه‌اش کوچک‌تر از یک گردو شده بود او دیگر تاب و تحمل نگه داشتن هیچ غمی را برروی شانه‌هایش نداشت. گویی همه ترس‌ها و واکنشش از کشتن اوپنهایمر حالا داشت خودش را این‌طوری نشان می‌داد. آلن که تحمل این وضعیت برایش دشوار شده بود تصمیم گرفت کمی با او صحبت کند. برخاست و شنل بافتنی ابریشمین سبز رنگ را بر روی شانه‌های ظریف او که حالا روی صندلی راک کنار شومینه نشسته بود و به آتش زل زده بود؛ انداخت. ژانت به حضور او هیچ اعتنایی نکرد.