
آن پریزادِ سبزپوش
-درباره کتاب
عدلو، کوهگرد، بازمانده تلخ، آن پری زاد سبزپوش، با پدرم تنها، چارپایه حنایی و غلغل آب، کلاههای برفی و چیز، گورکن و هلال سبز و تنها به سفر خواهم رفت داستانهای این مجموعه هستند و اسامی دو نمایشنامه پایانی کتاب نیز عبارتند از: آنان که بندگی را برگزیدند و زندگی.
نقد و نظر
"صمد طاهری با وقوف کامل به اسطورهها، افسانهها و آیینها داستانهایی خلق میکند که خواننده را وادار به تامل و حتی پژوهش میکند. اینکه در میان داستانهایی پرورده با این کانسپت به دنبال ضعف باشیم شاید دقت زیادی را میطلبد. داستانها اغلب از باب پیرنگ، فرم، محتوا، نثر و فضاسازی موفق بودند. استفاده از افسانهها همانطور که مخاطب را شیقته و میخکوب مطالعه میکند، گاها باعث فاصله گرفتن از فضای داستانی میشود. زیرلایههایی که درک ماجرا را برای مخاطب عام سخت میکند. در بعضی داستانها مثل کوهگرد شاهد این نشانه بودیم اما در داستانهایی با روایت دیالوگوار، مثل عدلو یا کلاههای برفی و چیز، شوخیها و نثر روان و طنازی شخصیتها این جاذبه را ایجاد میکرد تا از تلخی ماجراهای در پیشروایتشده گذر کنیم. به طور کلی داستانها بسیار منسجم و محکم ساخته شده بودند و در هر کدام جهان و شخصیتهایی منحصربهخود را شاهد بودیم که از توان نویسنده حاصل میشد. با توجه به توان نویسنده در نقل و نوشتن و داستانپردازی، تعدادی از داستانها که امتیاز کمتری گرفتند، در مقیاس با فرم کلی مجموعهداستان سنجیده شدند. در این اثر دو نمایشنامه هم داشتیم که با توجه به فرم روایی این سبک، میشود از تکرارها چشم پوشید اما موضوع دمدستی، در پردازشی افسانهگون پوشیده مانده بود که در نهایت مخاطب را با یک بهت در سادگی ساختار مواجه میکرد." آزاده اشرفی
"نقاط قوت: استفاده از المانهای طبیعت و عناصر آن به سبک ناتورالیستها- دایره واژگانی غنی (اما در همه داستانها همین کلمات تکرار میشوند و به نقطه ضعف تبدیل میشود). عنصر قصه در داستانها پررنگ است. شیوه روایت خلاقانه- داستانها به سنت داستانی همینگوی پایان ضربه زننده ندارند.
نقاظ ضعف: عدم رعایت وحدت زمان و مکان و موضوع- زن در داستانها وجود ندارد- زیاده گویی تا حد ایجاد کسالت در داستانها و ایجاد مخاطب خسته- عدم رعایت قاعده تفنگ چخوف در داستانها- درونمایهها تکراری- لوکیشن اغلب داستانها تکراری- حتی اسامی هم اغلب تکراری" آیه اسماعیلی