
آدمکباز
خلاصه داستان
مردی چهل ساله شیفتهی بازیست. بازیهایش را خودش طراحی میکند. بازیهای او قانون دارند ولی مرز، نه! بیمرزی آخرش را وقتی میفهمد که دربهدر کشورها شده و شهر به شهر، میگردد تا راه پایان بازیاش را پیدا کند. او تنها بازیکن نیست و دیگران، رقیبها و نفوذیها نیز سرگردان جهان خیال این بازی هستند. سرنخ اصلی را موجودی در جهانی دیگر، با خیالی دیگر، به بازی گرفته است؛ یک بازی تازه….
نقد و نظر
"آدمک باز نوشته علیرضا برازنده نژاد ایده ای خلاقانه دارد: مردی که درگیر بازیای خودساخته میشود که از کنترلش خارج شده. نویسنده با معرفی شخصیتها و بازی هایشان خواننده را مجبور به همذات پنداری بیشتر با شخصیت اصلی داستان می کند تا در پس زمینه آن موضوعات فلسفی همچون <u>هویت</u>، <u>تنهایی</u>، و <u>معنای زندگی</u> را بیان کند. ریتم داستان فصلبهفصل سرعت میگیرد و خواننده را مجبور به غرق شدن در خود میکند، درنتیجه: این امکان به وجود میآید که خواننده از ریتم عقب بی افتد(حداقل در دور اول خواندن کتاب) و رو به عقب ورق بزند تا نکته ای را بهتر متوجه شود." محمدسعید جهانپناه